هم صحبت
کر و لال بود, با دست یه قبر کشید کنار قبر پسرعمو شهیدش,بعد به خودش اشاره کرد!
خندیدیم. گفتیم تو کجا, شهادت کجا.
کربلای ۸ شهید شد. نوشته بود عمری حرف زدم به من خندیدید, اما بدانید اقایم با من حرف می زد!
همان جا که اشاره کرده بود خاکش کردیم.
هدیه به شهید عبدالمطلب اکبری صلوات,,شهدای فارس
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 7:48 توسط مجید
|