دلتنگ پدر..
مؤذن گردان حضرت رسول بود. می گفت:پدرم که شهید شد, رفتم حرم حضرت معصومه, انقدر گریه کردم تا از حال رفتم.
حضرت معصومه را دیدم. گفت چرا انقدر گریه می کنی؟
- اخه بابام شهید شده!
-خوش به سعادتش.
-منم دوست دارم شهید بشم.
- گریه نکن, تو هم سال ۶۵،برج۸ یا ۹ یا ۱۰ شهید می شی.
این را که گفت همه مطمین شدیم به شهادتش. ۱۹برج ۱۰، سال ۶۵ بود.اخرین اذانش را گفت و شهید شد.
هدیه به شهید طالب لاریان صلوات,,شهدای فارس
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 8:6 توسط مجید
|