🌿 یاد شهدای کربلای ۴ و ۵
🌷 مرحله دوم کربلای ۵ بود. قرار شد با جعفر, شهید ناصر ورامینی و مهدی امینی بریم خط گردان حضرت زینب(س) و امام حسین را ببینیم, تا گردان را ببریم انجا. بچه های گردان حضرت زینب در حال جنگیدن بودند. هما ن زمان دشمن تک کرد. شهید محمد باصری با حرارت ار پی جی می زد و بچه های گردان امام حسین با فرماندهی حاج منوچهر با قدرت دشمن را عقب دادن. اوضاع که اروم شد, اماده شدیم برگردیم.جعفر و مهدی هنوز روی خاکریز بودن. گفتم بیاید تا بریم! صدای انفجار امد. ناصر و اسماعیل شایق دویدن به سمت انها. لب مهدی زخمی شده بود. ترکشی هم به ران و پهلو جعفر خورده بود. وقتی بالای سرجعفر رفتم, صدای اشهدان لااله الالله محمدرسول الله علی ولی الله او بلند بود. با هیچکدام ما کلامی صحبت نکرد. فقط ذکر اشهد می گفت. هیچ وسیله پانسمان نداشتیم, با چفیه سعی کردیم جلو خونریزی را بگیریم. به او گفتم زخمت زیاد نیست چرا اشهد میگویی. با ان چشمان سبز قشنگش نگاهی به من کرد و باز ذکر اشهد. او را اوردیم اورژانس. پانسمان اولیه شد و بهمراه مهدی به عقب منتقل شد در حالی که هنوز فقط اشهد میگفت...و کاش می فهمیدم دارد پیام رفتن را می دهد...
☝️راوی سردار علی قنبرزاده

🌷 از کربلای ۴ برگشتیم, هیچ کس دل و دماغ برگشتن نداشت. جعفر مثل همیشه خندان و پر روحیه بود. خودش را از مایلر ها بالا می کشید و کمک می کرد بچه ها سوار شوند. توی مسیر فشرده بین نیروها نشسته بودیم. گفت مهدی برسیم معاد می دونی چی می چسبه؟ گفتم ۴۸ ساعت خواب! گفت نه, سه روز مرخصی. فهمیدم دلش برای دیدن پسر چند ماهش, محمد مهدی تنگ شده! بیست روزی گذشت. با جعفر توی یکی از سنگر های پنج ضلعی منتظر نشسته بودیم تا با بابا علی و ناصر ورامینی برای شناسایی بریم سمت نهر هسجان. من نشسته بودم, جعفر دراز کشیده و سرش را گذاشته بود روی پام و می گفت:چه حالی میده,سرت را بذاری روی پای رفیقت حرف بزنی. حالا این, این دنیاست. فکر کن, اون طرف که رفتیم, چشم باز کنی ببینی سرت روی پای اباعبدالله (ع)ست! یک ساعت بعد بود. توی امبولانس. سر جعفر روی پام بود. خون زیادی ازش رفته بود. مرتب می گفت یا فاطمه(س), اثار فراق,دلتنگی,شادی و وصال تو صورتش بود... کاری از دستم بر نمی امد, جز نگاه کردن به ان چهره نورانی که نفس به نفس به دلدار می رسید...
☝️ راوی مهدی امینی
🌷🌷🌿🌷🌷
هدیه به شهید جعفر عباسی صلوات, شهدای فارس
↘️
تولد:۱۳۴۳/۱۱/۲۹-شیراز
شهادت:۱۳۶۵/۱۰/۲۵-شلمچه
معاون گردان امام مهدی(عج) 
 

 


#شهدای_فارس
#عملیات_کربلای_4_و_5
#شهید_جعفر_عباسی