🌾یاد شهدای عملیات کربلای ۴ و 5

🌷 زمان نامزدی, من دانش اموز بودم, جمال دانشجو. اولین هدیه ای که به من داد یک جلد صحیفه سجادیه بود که در صفحه اول ان نوشته بود:امیدوارم موجب ارتقای فکری و فرهنگ اسلامی شما باشد!
زندکی مشترک ما هم که شروع شد, ساکن خوابگاه دانشجویی شدیم و بیشتر زندگی کوتاه ما, در همان یکی دو اتاق کوچک بود.

🌷 جمال به تمام معنا یک دانشجوی مسلمان بود. در حضور در کلاس بسیار منظم بود,اکثر جزوه هایش به عنوان منبع درس مورد استفاده دانشجو ها قرار می گرفت.
از طرف دیگر به تمام معنا یک فرد مسلمان و مؤمن بود. نه تنها خودش که روی اطرافیان هم حساس بود. گذاشتن ناخن بلند و بازگشتن دکمه های پیراهن دانشجو ها اذیتش می کرد و تذکر می داد. حتی تقلب را خلاف شرع می دانست. می گفت ما شهره پیدا کردیم به اسم مسلمان, نباید در کارهایمان تقلب کنیم.

🌷شب ها معمولا در حال مطالعه کتاب های درسی اش بود. گاهی نیمه شب از صدای ارام نجوایش بیدار می شدم, پای سجاده اش در میان کتاب ها اشک می ریخت...

🌷 مثل برادرانش شهید کمال و شهید مهدی عاشق جبهه بود. اما تا وارد هوای خوزستان می شد, دچار حسایت پوستی می شد و با صورت و دهانی پر تبخال بر می گشت. برای همین بیشتر دانشگاه بود. در کنار ان از طریق جهاد سازندگی در حال خدمت به مناطق محروم شد. تا بار اخر که با  بردارانش عازم بود با کلی نذر و نیاز که مریض نشود به جبهه برگشت...

🌷هر سه برادر در یک شب شهید شدند. جنازه کمال و مهدی امده بود, جمال نه. مادر شهدا گفت:داداش کو جمال!
گفتم:به خاطر حال شما نیاوردند, گفتند شاید مشکلی برای شما پیش بیاید!
گفت: چیزی را که دراه خدا دادم که غصه و غم ندارد!
هفته بعد جنازه جمال تشیع شد. یک تیر حنجرش را شکافته بود. همه اشک می ریختند, جز مادر. انقدر ارام بود که ارامشش را به همه داد و همه را ارام کرد...
🌿🌺🍃🌺🌿
هدیه به شهید مهندس جمال ظل انوار و برادرانش شهیدان مهندس کمال و مهندس مهدی ظل انوار صلوات,,شهدای فارس
↘️
تولد:۱۳۳۸/۴/۶-شیراز
شهادت:۱۳۶۵/۱۰/۱۹-کربلای ۵

#شهدای_فارس
#عملیات_کربلای_4_و_5
#شهید_جمال_ظل_انوار
🌾 http://14600sms.blogfa.com
➡️ @Kakolabkhand