🌾یادی از شهدای جهاد

🌷 از پنجره اتاقم به حیاط نگاه می کردم. محمد توی محوطه کنار سید بزرگواری ایستاده, سر پایین انداخته و با ایشان صحبت می کرد. قبلا ان سید را ندیده بودم.
محمد پیش از این مسؤل جهاد فراشبند بود, اما چون این مسؤلیت, باعث می شد از جبهه دور شود, استعفا داده و به عنوان معاون عمرانی جهاد در خدمت مردم مستضعف منطقه بود.
در حال خودم بودم که محمد وارد شد. گفتم محمد این سید کی بود؟
رنگ به رنگ شد. گفت کدام سید؟
گفتم همان که توی حیاط با او صحبت می کردی. انکار کرد و گفت من که با کسی حرف نمی زدم!
گذشت, مدتی بعد محمد با گردانی که از فراشبند عازم جبهه بود, بار سفر را بست و رفت و در عملیات بدر شهید شد.
مدتی از شهادت محمد می گذشت که در خواب او را دیدم. گفت عباس یادته, اون روز تو حیاط با یه سید حرف می زدم!
پرسیدی کی بود و گفتم کسی نبود!
گفتم خوب!
گفت ان سید بزرگوار, امام زمان(عج) بود که برای دیدن من امده و چند دقیقه با من صحبت کرد!
 

هدیه به شهید محمدزکی بقایی فرد صلوات,,شهدای فارس
  

تولد:۱۳۳۵-فراشبند
شهادت:۱۳۶۳/۱۲/۲۵-عملیات بدر