🌾یادی از شهدای ارتش

 

🌷عبدالرسول، در رشته دو میدانی سرآمد یگان های نظامی بود و همیشه مقام اول را کسب می کرد. فارغ التحصیلی از دانشکده افسری مقارن شد با غائله کردستان. عبدالرسول بلافاصله از دانشگاه عازم منطقه شد. 

روزی برای شناسایی مواضع دشمن به مواضع دشمن نفوذ می کنند که در میدان مین گرفتار می شوند و پیکر یکی از دوستانش به نام ماهرخ در میدان مین، زیر سنگر دیده بانی دشمن باقی می ماند. دشمن که حساسیت ایرانی ها را در تخلیه شهدا می دانست، مراقبت خود را از میدان مین دو چندان می کند تا هیچ گونه دسترسی به جنازه شهید ماهرخ نباشد. عبدالرسول چندین شب پیاپی ناپدید می شد که این تعجب همه را برانگیخته بود، که یک شب در عین ناباوری می بینند او جنازه شهید ماهرخ را روی دوش خود گذاشته و به عقب منتقل می کند. او هر شب به منطقه می رفت، تا راهی برای منتقل کردن جنازه دوستش پیدا کند. 

 

🌷عبدالرسول بعد از عملیات غرور آفرین فتح المبین به فیروز آباد بازگشته و با یکی از دختران مؤمن شهر پیمان زناشویی می بندد اما سه روز قبل از عروسی او را جهت انجام عملیات بیت المقدس به منطقه احضار می کنند. عبدالرسول علی رغم میل خانواده، نو عروس خود را رها کرده و به منطقه بازمی گردد و در مرحله سوم عملیات در حالی که فرمانده گروهان بود، با خون خود حنا می بنند و به حجله عروسی که در آسمان ها برای او بسته بودند وارد می شود.

🌾💐🌾🌻🌾💐🌾

هدیه به شهید عبدالرسول بهبودی صلوات,,شهدای فارس

تولد: 1332 - فیروزآباد

درجه: افسر - گردان 135

شهادت: 20/2/1361-شلمچه